در سوگ سپیده

نخستین ستاره ای بودی که در عرش به خورشید نبوت رسیدی؛ ستاره ای نیلی به رنگ جراحت آسمان و زخم زمان. ای ام ابیها! ای مهربان ترین مادر، حبیبه ی حق و شفیعه ی حشر! پدر و مادرم فدای پینه ی دست هایت باد. تو محور آسیای ایثاری و اولین علت خلقت. ای مادر رسالت و همتای ولایت! به روزهایی می اندیشیم که پس از واقعه ی عظیم غدیر، همراه با حسنین به خانه های اهل مدینه می رفتی و با بیان وحیانی خویش حجت الهی را بر غافلان، تمام می کردی و بدین سان از آغاز، حمایت از ولایت، سرلوحه ی خصایل آسمانی ات بود.
غبار غم از سیمای زیبای علی می زدودی و بر زخم های فزون از ستاره ی پیکرش که نشان از رزم با باطل داشت، مرهم می نهادی. فتوحات مولا، رهین مهربانی توست. هنوز خطابه های رسایت سراج راه مجاهدان است و بر آفاق تاریخ می تابد. پاره ی تن رسول یار بودی و یگانه یاور یکتا امیر عاشقان. تلألؤ ذوالفقارعلی، وامدار عزم و عزت تو بود. آنگاه که بر بی بصیرتان و دنیا پرستان غضب می کردی، غضبناکی آفریدگار قادر، آشکار می شد. رضای تو رضای حق بود و با خرسندی ات، تمامت اهل عرش و ساکنان قدس، قرین شعف می شدند.
وصله های چادر و بوریای خانه ات، تمنیات و تمایلات خاکیان را به هیچ می انگاشت. صالحان و صدیقین و مقربان ملکوت، آرزومند خدمتگزاری خاندان خدایی ات بودند و بانوان برگزیده ی حق ، رفت و روب آستانه ی خانه ی اهل بیت(ع) را تمنا می کردند و با این وصف، دستان مبارکت که بوسه گاه اشرف رسولان بود، از فزونی تلاش مهرآگینت پینه بسته بود.
همه ی قصرهای جنت و تمام گهرها و آذین های باغ بهشت، ذره ای از غبار خشت خانه ات هستند و هستی، جلوه ی یک سجود سالکانه ی تو. اگر نبودی، افلاک و آفریدگان به وادی حیات نمی رسیدند.
ما «اسیر» عنایت تو هستیم و «مسکین» و محتاج شفاعتت. اینک «یتیم» هجران توییم و سیه پوش نیلوفر ساقه شکسته ی شهود؛ « و یطعمون الطعام علی حبّه مسکینا ً و یتیما ً و اسیرا». ما را نیز به طعام معرفت و محبت، میهمان کن و از زلال زمزم خیر کثیر، بنوشان ای عطیه ی عرش!
سلام بر غمگنانه ترین روایت ولایت! امروز جان علی از تن مفارقت کرد، گرد یتیمی بر رخسار مهسای زینب نشست، موسم تنهایی حسن فرا رسید، حسین از همین لحظه، کربلایی شد و طلیعه ی عاشورا بر صحیفه ی راز، تابید. ای مهدی موعود، ای آخرین حجت یار! تو شاهدی که مادر سادات را شبانه به جانب مزاری ناپیدا مشایعت کردند و پیکر زخمی شقایق باغ ولایت را به آغوش خاک سپردند و علی بی یاور شد. ای قائم آل یاسین، ای شمس بنی هاشم، ای برپا کننده ی قسط ، ای احیاگر عدل علی! ذوالفقار قیام از نیام برآور و روا مدار که چنین، امواج غم بر دریای دل شیعه بیفزایند.
اینک در شعاع آفتاب خرداد، اندوهی سترگ بر شکوفه های قلب شیعه سایه گستر شد. ستاره ی امید نبی بر خاک فتاد و موج دریای دل علی به ساحل فرقت رسید و برترین آشنای عرشیان بر فراز دست سپیداران در سیاهی شب به ضیافت سرخ لقا نایل شد.
مادر، چه غریبانه از دیار عاطفه ها هجرت کرد و در مشایعتش مرغ دل تا فراسوی آسمان کوچید. معتصمین شیطان، تلخی شوکران فراق را در کام یاران سپیده ریختند. واحسرتا! مهتاب نیلی شفاعت به محاق نشست و طوبای رعنای ولایت و آذین صحیفه ی شهادت، پای به معراج نهاد و سایه ی همای عنایتش را از ماسوا برچید.
امروز از سیمای یاس ها و نسترن های بهاری، نکهت غم می خیزد. امروز شقایق های دشت بی قراری، سیاهپوش زهرای آل یاسینند و از سمت آبی دلدادگی، سحاب حزن و توفان حسرت به آسمان احساس سرخ شیعه رسیده و بارش اشک و تراوش زمزم عشق و ریزش آبشار حرمان و رویش غنچه های درد و داغ، منظر بهار غمند و عندلیب عاطفه را به نغمه ی فرقت فرامی خوانند.
یا فاطمه، یا سیدتنا و مولاتنا!
ادرکنا!
امروز صبای سوزدل ها حزین و خرامان به سوی مدینه وزید و عطر یاسمن های اندوه در کوچه های ارادت پیچید. سلام عاشقان بر غریب مدینه. امروز تمام راه های آسمان را به سوی مدینه گشوده اند و راهیان سبز سلوک به تنهایی مزار یار می اندیشند. آنک، در رثای گوهر گمگشته ی علی، ریزش الماس اشک را شاید و تراوش یاقوت آه. آنگاه که شمشاد شیدای ولایت را شبانه به معراج مهر بردند، چشمه ی اشتیاق خشکید و ماه امید، هجرت کرد. چه شباهنگام دلتنگی بود و چه سپیده ی سیاهی! تمام خورشیدهای شعف، یکباره با غروب آشنا شدند. سیمای سپید زهره ی منظومه ی ولایت به سرخی گرایید.
فاطمه، معیار فضایل بود و اسوه ی سرآمدان عصمت و میزان محسنین. در فناکده ی خاک، افول کرد و در بقاسرای عرش، طلوع و تابندگی نمود. هنوز آوای شیوایش در گوش دل ها باقی است که همگان را به پارسایی و پایداری در ولایت علوی می خواند و خود،عامل نخست آن بود. آیین محمد (ص) از استقامت سرخ زهرا آوازه یافت و امت از مرام زیبایش، مجد. فردای شیعه از دیروز شعله ناک آلاله ی شهید نبی، به روشنایی رسید و سوز سینه ی آسمانی اش، اقتدار و صبر حسین و سطوت و صلابت حسن را به ارمغان آورد.
السلام علیک یا فاطمة الزهرا یا بنت رسول الله!
ما خاک پای یوسف گمگشته ی توییم و حیات و قیام و حکومت و جان و روح و هستی مان رهین یک نگاه آسمانی اوست. انقلاب اسلامی ما جلوه ی کوچکی از نورعنایت فرزند عزیز توست. تمام شقایق های دشت التهاب برای قطره ای از دریای احسانش در انتظار، می سوزند.
خدایا مباد که نسیان و غفلت ما، موعود عاشقان را دل آزرده سازد، که تمام حیات و نهضت ما برای یک تبسم ملیح اوست. سال هاست که دلتنگ غیبت و نهانی اوییم و نیک می دانیم که وجود جودآگینش حضور محض است و نهانی، از آن ماست.
یا فاطمة الزهرا، یا قرة عین الرسول!
پدر و مادرم فدای خاک قدوم گل گمگشته ات باد. نظر عنایت خویش از ما مگیر. ضعیفانیم و چه کسی به ما نظر کند جز مظهر سطوت رسول یار؟ تهی دستانیم و چه کسی احسان مان کند جز جلوه ی غنای دوست؟
یا وجیهتا ًعند الله، اشفعی لنا عند الله!

از کدام داغ دلمان بنویسیم؟؟؟

نظامیان به ظاهر مسلمان عربستان در بحرین قرآن ها را به آتش کشیدند.

از کدام درد بنویسیم؟ از کدام مصیبت برای شما بنویسیم. آیا دردی بالاتر از این که در یک کشور مسلمان قرآن ها را به آتش بکشند؟

آقا جان... مولا جان .... یا ابا صالح المهدی... پس کی به دادمان می آیی؟؟؟ آقای من... دیگر همه جا را ظلم فرا گرفته... ما منتظریم...

مسلمانان جهان باید خون گریه کنند. باید سینه های خود را بشکافند. باید بپا خیزند . تا در مقابل این ستمگران قیام کنند.

 در کشوری که خود را مهد اسلام می داند... کشوری که اسلام از آنجا ظهور کرد... کشوری که خانه خدا در آنجاست و همه مسلمانان رو به سوی آن خانه نماز می گذارند... امروز دست به قرآن سوزی میزند... از کدام درد بنویسیم؟؟؟

بشارتهایی در مورد امام زمان(عج) از زبان ائمه اطهار:

*امام مهدی(عج) در سخن پیامبر(ص)*


پیامبر اکرم(ص) می فرمایند:...خداوند از فرزندان حسین امامانی قرار داده است که راه و روش و آیین مرا برپا می دارند.نهمین آنان قائم خاندان من «مهدی» امتم می باشد.او شبیه ترین مردمان به من است در سیما و گفتار و کردار.پس از غیبتی طولانی و سرگردانی و سردرگمی مردم، ظاهر می شود،آنگاه آیین خدا را آشکار می سازد...پس زمین را از عدل و داد پر می کند پس از آن که از ستم و بیداد لبریز شده باشد.(1)


*امام مهدی(عج) در سخن حضرت فاطمه(س)*


جابر می گوید:خدمت حضرت فاطمه رفتم،لوحی نزد آن بانو نهاده بود که در آن نامهای امامان نوشته شده بود.(از آن جمله درباره ی دوازدهمین امام چنین آمده بود)پس از امام یازدهم( امام حسن عسگری(ع) )راه امامت را کامل می کنم با فرزندش که رحمت برای همه ی جهانیان است.او(امام دوازدهم) دارای کمال موسی و شکوه عیسی و شکیبایی ایوب است...در زمان غیبت این امام،دوستان من(دینداران راستین)به مشکلات گرفتار شوند...آنان بحق دوستان منند(چون در دینداری پایداری می کنند.)درود و رحمت خداوند بر آنان باد.آنان(مردمان در دوران غیبت)بیگمان هدایت شدگان و راه یافتگانند.(2)


*امام مهدی(عج) در سخن امام علی(ع)*


اصبغ نباته که از شاگردان و یاران آن حضرت است می گوید:روزی نزد امیر مومنان(ع) رفتم،دیدم در فکر فرو رفته است و با انگشت بر زمین خط می کشد.گفتم:ای امیر مومنان!چه شده است که در فکر فرو رفتید؟...امام فرمود:در مولودی می اندیشم که از نسا من است و او«مهدی» است که زمین را از عدل و داد پر می کند پس از آن که از ستم و بیداد پر و لبریز شده باشد...!(3)


*امام مهدی(عج) در سخن امام حسن(ع)*


...(امام)قائم که(هنگام ظهورش)،حضرت عیسی از آسمان فرود می آید و پشت سر او نماز می گذارد...تولدش از مردمان پنهان است و از چشمها غایب می شود...او نهمین فرزند برادرم حسین است و فرزند بهترین زنان.عمری طولانی دارد و خداوند اورا(در زمین) آشکار می سازد در سیمای انسانی چهل ساله،تا همگان بدانند که خداوند بر هر کاری قادر است.(4)


*امام مهدی(عج) در سخن امام حسین(ع)*


اگر از دنیا یک روز(بیش) باقی نمانده باشد،خداوند آن روز را دراز گرداند،تا مردی از فرزندان من قیام کند و زمین را از عدل و داد لبریز کند،پس از آنکه از ستم و ظلم پر شده باشد.این چنین از پیامبر شنیدم.(5)


*امام مهدی(عج) در سخن امام سجاد(ع)*


...بی تردید،مردم زمان غیبت مهدی،که امامت اورا باور دارند و منتظر ظهور اویند، از مردمان دیگر زمانها برترند،چون خدای بزرگ،به آنان عقل و درک و فهمی داده است که غیبت برایشان چون ظهور است.خداوند آنان را،در آن زمان،همپایه ی مجاهدان شمشیر زن زمان پیامبر(ص) قرار داده است و اینانند اخلاص گزاران واقعی و شیعیان راستین ما و دعوت کنندگان مردم به خدا(و به دین خدا)،آشکار و پنهان.(6)


*امام مهدی(عج) در سخن امام باقر(ع)*


محمد بن مسلم(که از شاگردان امام باقر و امام صادق(ع) است) می گوید:از امام باقر(ع) پرسیدم درباره ی قائم که هر گاه قیام کند چه روشی در پیش می گیرد؟امام فرمود:روش پیامبر را تا اسلام را حاکم سازد.گفتم:روش پیامبر چه بود؟امام فرمود:آنچه در(نظامها و آیین) جاهلیت بود باطل کرد و عدالت میان مردمان حاکم ساخت و چنین است(امام) قائم(ع) آنگاه که قیام کند آنچه را(از راه و روشها میان مردم)در زمان پیش از ظهور رایج بوده است،زیر پا می نهد و آیین دادگری را بر پا می سازد.(7)


*امام مهدی(عج) در سخن امام صادق(ع)*


کسانی که در حالت انتظار دولت قائم،از جهان درگذرند،مانند کسانیند که در خدمت(امام) قائم باشند.امام،پس از این سخن مکثی کرد،سپس گفت:بلکه مانند کسانیند که در رکاب(امام) مهدی شمشیر زده باشند.سپس گفت:نه به خدا سوگند،اینان مانند کسانیند که در خدمت پیامبر به شهادت رسیده باشند.(8)چشم به راه امر(قیام و انقلاب) امام خود باش،در هر شب و هر روز،زیرا که خدا در هر روز کاری کند و کاری،اورا از کاری دیگر باز ندارد...(9)


*امام مهدی(عج) در سخن امام کاظم(ع)*


...خداوند برای دوازدهمین(امام) از خاندان ما هر دشواری را آسان می گرداند و به دست او هر جبار و زورگوی سرسختی نابود می شود و هر شیطان سر کشی نابود می گردد.(10)


*امام مهدی(عج) در سخن امام رضا(ع)*


دعبل خزاعی(شاعر نامدار شیعی)می گوید:قصیده ی خود را در حضور امام رضا(ع) خواندم،چون به این شعر ها رسیدم:امامی از آل محمد(ص)،به یقین،خروج  خواهد کرد،او به تایید اسم اعظم الهی و برکت نصر آسمانی به پا می خیزد و حق و باطل را از هم جدا می کند و همه را بر شادخواریهاو کین توزیها،کیفر می دهد.(در این هنگام)امام رضا(ع) به شدت گریست،آنگاه فرمود:« ای دعبل!روح القدس به زبان تو سخن گفته است.آیا می دانی این امام چه کسی خواهد بود؟»گفتم:نه(شخص اورا نمی شناسم)،لیکن شنیده ام که امامی از شما خاندان پیامبر خروج می کند و زمین را از عدل و داد لبریز می سازد.امام رضا(ع) فرمود:«پس از من فرزندم محمد«جواد» امام است.پس از محمد فرزندش علی،امام است.پس از علی(هادی) فرزندش حسن،امام است و پس از حسن(عسگری)،فرزندش،حجت قائم خواهد بود.اوست که در زمان غیبت(مردمان)چشم به راه اویند و در زمان ظهور همه مطیع او گردند.او زمین را پر از عدل و داد می کند،پس از آن که پر از ظلم و ستم شده باشد...(11)


*امام مهدی(عج) در سخن امام جواد(ع)*


عبدالعظیم حسنی(که از یاران آن امام است)می گوید:به امام جواد(ع) گفتم:امیدوارم که شما قائم خاندان پیامبر باشی که زمین را از عدل داد آکنده می کند...امام فرمود:همه ی ما قائم به امر خدای بزرگیم...لیکن آن قائمی که خداوند،به دست او زمین را از کافران و منکران پاک می گرداند و سراسر گیتی را از عدالت سرشار می سازد او کسی است که تولدش از مردم پنهان خواهد بود و خود او از چشم ها غایب می شود...(12)


*امام مهدی(عج) در سخن امام هادی(ع)*


امام پس از من،فرزندم حسن است و پس از حسن فرزندش(امام) قائم است که زمین را از عدل و داد پر می کند،پس از آن که از ظلم و بیداد لبریز شده باشد.(13)


*امام مهدی(عج) در سخن امام حسن عسگری(ع)*


سپاس خدایی را که پیش از مرگم جانشینم را به من نمایاند.جانشینی که شبیه ترین انسانها به پیامبر است در خلقت و اخلاق. خداوند او را در دوران غیبت(از بلاها) حفظ می کند،سپس اورا آشکار می سازد.او سراسر زمسن را از عدالت پر می کند،پس از این که از ظلم و ستم لبریز شده باشد.(14)


*******************************


توضیحات:

1_ کمال الدین1/257.

2_ کمال الدین1/310.

3_کمال الدین1/289.

4_کمال الدین1/316.

5_ کمال الدین1/318.

6_منتخب الاثر/244.

7_ تهذیب6/154.

8_ بحارالانوار52/126.

9_ مکیال المکارم2/157.

10_ کمال الدین2/369.

11_ کمال الدین2/372.

12_ کمال الدین2/378.

13_ کمال الدین2/383.

14_ کمال الدین2/409.

آیت الله علی قزلجه ای، از علمای برجسته آذربایجان شرقی دار فاني را وداع گفت.  

آیت الله علی قزلجه ای، از علمای برجسته آذربایجان شرقی دار فاني را وداع گفت. آيت‌الله محسن مجتهد شبستري امام جمعه تبريز در پي ارتحال اين عالم رباني و استاد برجسته حوزه‌هاي علميه پيام تسليتي صادر كرد. در اين پيام با اشاره به جايگاه علمي و معنوي اين دانشمند ديني از خدمات برجسته وي به حوزه‌هاي علميه تجليل شده و ضايعه درگذشت وي را تسليلت گفته است. وی علاوه بر اماممت جمعه موقت تبريز ، سال های متمادی امام جماعت مسجد جامع(جمعه مچید) در بازار تبریز را برعهده داشت. گفتنی است، آیت الله علی قزلجه ای، که در 83 سالگی قرار دارد، از مدتي قبل  در منزل به علت بیماری بستری شده بود. حضور این عالم  در مسجد جامع تبریز فرصتی مغتنم برای بهره برداری معنوی مردم و بازاریان این شهر بود. آیت الله قزلجه ای پس از گذراندن مقدمات تحصیلات حوزوی در حوزه علمیه طالبیه، به نجف اشرف و کربلا رفت و سال ها در محضر اساتید بزرگوار حوزه های علمیه عراق تلمذ کرد. مراسم تشييع جنازه آن عالم بزرگوار روز جمعه بعد از نماز جمعه تبريز برگزار خواهد شد

عید و ارزشها و ضد ارزشها

نوروز روز نو، روز تازه و روز جديدى است اول فروردين، روز نو سال جديد آغاز مى گردد و كهنگى سال قبل كه با سرما، خستگى و تكرار كارها و روزها همراه بوده، با نوروز به روز نو و سال جديد كه طراوت طبيعت آن را ترو تازه ساخته تبديل مى گردد. اين روز براى بسيارى از ملتها روز عيد محسوب مى شود. عيد به معنى بازگشت است كه از ريشه «عود» گرفته شده است.

به گفته راغب اصفهانى [1] عيد به معناى بازگشت به وضعيت مطلوب گذشته است و به روزهاى سرور و شادى نيز گفته مى شود.

عيد يكى از بزرگترين و مهيج ترين مظاهر حيات اجتماعى يك ملت است.

با ما باشيد تا پيرامون عيد بيشتر بدانيد.


اعياد چهار نوع است

اول، اعياد دينى مانند عيد فطر و عيد قربان كه مسلمانان جهان اين روزها را عيد مى گيرند.

دوم، اعياد مذهبى مانند عيد غدير و عيد نيمه شعبان كه شيعيان جشن مى گيرند.

سوم، اعياد ملى مانند روز آزادى و استقلال برخى از ملتها از چنگ استعمار.

چهارم، عيد طبيعى و تكوينى مانند عيد نوروز كه در آغاز بهار و سال نو مطرح مى شود.

در اسلام روزهايى به عنوان عيد اعلام گرديده است كه مهمترين آنها عبارتند از: اول شوال (عيد فطر)، دهم ذيالحجه (عيد قربان)، هيجدهم ذى الحجه (عيد غدير)، بيست و هفت رجب (روز مبعث) و جمعه و تمام اين روزها به نوعى بازگشت به خويشتن و احساس مسووليت و به انگيزه تحول و انقلاب درونى است نه صرف شادى و شادمانى.

بنابراين عيد نه جامه رنگارنگ پوشيدن است كه اين عيد كودكان است. نه شربت و شيرينى و غذاهاى متنوع خوردن است كه اين عيد شكمبارگان است. نه به سياحت و تفرج بى محتوى پرداختن است كه اين عيد ولگردان است. نه بى بندوبارى و هرزگى و عياشى كردن است كه اين عيد بوالهوسان است. نه قاه قاه خنديدن و همديگر را به مسخره گرفتن است كه اين عيد غافلان است و نه سبزه روياندن و سفره هفت سين چيدن و آتش بازى كردن است كه اين عيد خرافه پرستان است.

هيچ كدام از اينها مفهوم عيد از ديدگاه اسلام نيست كه عيد اسلامى براى موفقيت در راه انجام وظيفه و تطهير نفس و تصفيه جان از ناپاكيها و تمرين صبر و استقامت و شكستن غرور و خودخواهى است.

و اگر بخواهيم عيد نوروز براى ما يك عيد واقعى باشد بايد به ارزشهاى اسلامى اين عيد كه در سايه تعاليم اسلامى رنگ دينى پيدا كرده توجه نموده و از ضد ارزشهاى عيد كه احياى ارزشهاى جاهلى و از سنتهاى دوران آتش پرستى است دورى نماييم در اين جا مرورى داريم به ارزشها و ضد ارزشهاى عيد نوروز.


نظافت و خانه تكانى

از ارزشهاى عيد نوروز نظافت و خانه تكانى است كه مردم قبل از رسيدن سال نو تحولى در زندگى خود ايجاد مى كنند و با خريد لباس نو تغيير ظواهر زندگى نشاط خاصى را به زندگى خود مى دهند.


غسل عيد

از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: در نوروز غسل كن و تميزترين لباسهاى خود را بپوش و به بهترين عطر خود را خوشبو كن و اين روز را روزه بگير. [2]

و به استناد اين دستور بسيارى از فقها همچون: مرحوم نائينى، صاحب جواهر، آيت الله حكيم و امام خمينى(ره) غسل روز عيد نوروز را به عنوان يك تكليف مستحبى و يك دستور اخلاقى و بهداشتى مورد توصيه قرار داده‏اند. [3]


نماز عيد

شيخ طوسى(ره) فرموده است: نماز ظهر و عصر روز نوروز را كه خواندى چهار ركعت نماز با دو سلام (دو ركعت دو ركعت) مى خوانى ركعت اول پس از حمد ده بار سوره «قدر» ركعت دوم پس از حمد ده بار سوره «كافرون» ركعت سوم پس از حمد ده بار سوره «توحيد» ركعت چهارم پس از حمد ده بار سوره «ناس» و «فلق» (معوذتين). و در پايان نماز سجده شكر بجاآور و در آن دعاكن تا خداوند گناهان 50 ساله ات را ببخشد. [4]


نظافت و لباس تميز

نظافت و رعايت بهداشت و نيز پوشيدن لباس تميز و استفاده از عطر و بوى خوش در صورت امكان از وظايف اخلاقى و اجتماعى نوروز است. از امام صادق(ع) نقل شده است كه فرمود: «و البس انظف ثيابك و تطيب باطيب طيبك». [5]

تميزترين لباست را بپوش و با بهترين عطرت خود را خوشبوى ساز.


ديد و باز ديد

يكى از ارزشهاى عيد نوروز ديدوبازديد از بستگان، دوستان، همسايگان و بزرگان شهر و روستااست و ديدار جمعى از مصيبت ديدگان در سال گذشته.

در اين ديدوبازديدها از غمها و مشكلات يكديگر آشنا مى شوند. چه بسيار كدورتهايى كه در اين ايام با نگاهى دوباره فرو مى ريزد و به عشق و محبت مبدل مى گردد و به قول حافظ:

درخت دوستى بنشان كه كام دل به بارآرد نهال دشمنى بركن كه رنج بى شمارآرد

در اين رابطه امام خمينى(ره) در يك سفارشى مى فرمودند: در ايام نوروز به مريضخانه ها برويد و احوال اينها را بپرسيد. [6]


هديه و عيدى

هديه و عيدى دادن از رسوم معمول عيدهاست و در ميان مردم معمول بوده است. در روايتى آمده است كه شخصى هديه اى براى امام على(ع) آورد و عرض كرد: اين هديه به مناسبت نوروز است. حضرت فرمود: «نيروزناكل يوم»؛ هر روز براى ما نوروز و روز نوى است.

اى خواجه چه جويى زشب قدر نشانى هرشب شب قدر است اگر قدر بدانى

آقاى رحيميان در كتاب سايه آفتاب مى نويسد: در روز عيد نوروز به خدمت امام خمينى(ره) رسيديم. حضرت امام با نشاطتر از روزهاى گذشته و متبسم و با قباى نو وارد شدند و به افراد حاضر چندبار «مبارك باشد.» گفتند. سپس خودشان سراغ سكه هاى يك ريالى را گرفتند و در كف دست قرار دادند. افراد حاضر نيز بعد از دست بوسى هر كدام چند عدد برداشتند. مشابه اين برنامه در نوروز سالهاى ديگر نيز تكرار مى شد. [7]

منتهى در اين باب مى بايست از افراط و تفريط و اجحاف و تكلف خوددارى شود و شرايط اقتصادى افراد و جامعه اسلامى بايد مورد توجه قرار گيرد. [8]


توجه به قرآن

حضور قرآن به صورت ثابت و گسترده در آداب اجتماعى نوروز به گونه اى كه قرآن اين كتاب آسمانى مسلمانان، امروز جزو يكى از اركان سفره عيد است و نيز قرائت قرآن و بوسيدن آن در ساعات تحويل سال از جمله آداب سال تحويل است.


دعا

براى روز اول سال، دعا و درخواست خير وبركت، موفقيت و سعادت و بالاخره تقاضاى تعالى و رشد فضايل انسانى از جمله آداب اين روز مقرر گرديده است.

علامه مجلسى(ره) خواندن اين دعا را در نوروز مناسب دانسته است:

«اللهم هذه سنه جديده و انت ملك قديم اسإلك خيرها و خيرمافيها و اعوذبك من شرها و شرمافيها و استلفيك موونتها و شغلها يا ذالجلال و الاكرام.»

بارالها! اين سال جديد است و تو خدايى ازلى و قديم هستى. خير اين سال و خير آنچه را در اين سال پيش مى‏آيد، از تو خواستارم و از شر اين سال و شرآنچه در اين سال پيش خواهد آمد، به تو پناه مى برم...

محدث قمى رضوان الله عليه براى هنگام تحويل و لحظه حلول سال جديد اين دعا را از برخى بزرگان نقل كرده است:

«يا محول الحول والاحوال حول حالنا الى احسن الحال». [9]


روزه گرفتن

روزه گرفتن در عيد نوروز يكى ديگر از دستورهاى اسلامى مطلوب و مستحب در اين روز است. امام صادق(ع) با عبارت «تكون ذلك اليوم صائما» آن را [10] بيان داشته است. امام خمينى(ره) و سيد محمد كاظم يزدى و بسيارى از فقهايى كه بركتابهاى آنان حاشيه نوشته اند، روزه گرفتن مستحبى نوروز را مورد سفارش و تإييد قرار داده‏اند. [11]


زيارت اهل قبور

رفتن به زيارت اهل قبور در آغازين روزهاى سال نو و نيز برگزارى مراسم تحويل سال در كنار قبور شهدإ از ديگر آداب دينى نوروز است.

تشرف و حضور در اماكن مقدسه و مشاهد مشرفه و برگزارى مراسم تحويل سال نو در آن مكانها نيز از جمله آداب نوروز مى باشد.

و بسيارى از ارزشهاى مثبت ديگر.

البته در حواشى اين عيد باستانى خرافاتى وجود دارد كه بايد زدوده شود. همچون مراسم چهارشنبه سورى و آتش افروزى، ترقه بازى، هفت سين، شب نشينى ها و تشكيل جلسات آلوده اى كه بسيارى از مردم به بهانه شبهاى عيد در عيش و نوش و بى خبرى به سر مى برند. جلساتى كه در آن پر است از زمينه هاى گناه: اختلاط محرم و نامحرم. آن هم با شرايط مبتذل، پخش موسيقى هاى مبتذل، مسابقه خودنمايى و تفاخر در لباس و زينت، ريخت و پاش و اسرافكارى و بسيارى از ضد ارزشهايى كه در اين ايام مطرح مى شود.

در خاتمه لازم است به نكاتى چند توجه شود:

1. هر تشكيلاتى در پايان سال حساب كار خود را مى كند و به بررسى كم وكاستيها و ضعفها و قوتها مى پردازد. لازم است ماهم به حساب خود برسيم و يك بازنگرى همه جانبه به گذشته خويش داشته باشيم. شخصى در روز عيد نوروز مى گفت: اين روز را به شما تبريك و تسليت مى گويم. تبريك به جهت فرصتى جديد كه خدا به شما داده و تسليت براى از دست دادن فرصتهايى كه داشته‏اى.

2. بايد از گذران عمر و زمان و طبيعت درس گرفت. طبيعت بيدار شد و فعاليتش را دوباره آغاز كرد آيا ماهم بيدارشديم، آيا درماهم تحول ايجاد شد؟ خانه ها از گردوغبار و آلودگيها پاكسازى شد، آيا قلبهاى ما نيز از زنگارهاى گناه و رذايل اخلاقى پاكسازى شد...؟

3. بايد توجه نمود كه در سال جديد چه طرحى براى خودسازى خويش داريم؟

پى نوشتها:

[*]. ماهنامه فرهنگ كوثر.

[1]. مفردات راغب.

[2]. «روى المعلى بن خنيس عن الصادق(ع) فى يوم النيروز، قال: اذاكان يوم النيروز فاغتسل و البس انظف ثيابك و تطيب بإطيب طيبك و تكون ذلك اليوم صائما... » (وسايل الشيعه، ج 8، ص 172 و ؛173 ميزان الحكمه، ج 7، ص 133.)

[3]. تحريرالوسيله، ج 1، ص؛95 جواهر، ج‏5، ص‏41.

[4]. سى مقاله،رضااستادى،انتشارات اسلامى،ص‏376.

[5]. بحارالانوار، ج 56، ص 101.

[6]. صحيفه نور، ج 16، ص 80.

[7]. درسايه آفتاب، حسن رحيميان، ص 228.

[8]. سى مقاله، ص 377.

[9]. همان؛ مفاتيح الجنان.

[10]. بحار، ج 56، ص 101.

[11]. تحريرالوسيله، ج 1، ص ؛288 العروه الوثقى، ص 277.