
خاطراتی از مقام معظم رهبری . . .
بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.

خاطراتی از مقام معظم رهبری . . .
بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.
می گویند مرویست: انسان برای تسکین درد سر ، سر را مسح کند و هفت مرتبه بگوید:
«اَعوذُ بااللهِ الذّی سَکَنَ لَهُ ما فی الْبَرِّ و الْبَحرِ و ما فِی السَّماواتِ والاَرضِ و هوَ السَّمیعُ الْعَلیمُ»
(پناه می برم به خدایی که آرام شد برای او آنچه که در خشکی و دریاست و آنچه که در آسمانها و زمین است و او شنوای داناست.)
و این دعا از برای درد گوش نیز، هفت مرتبه نقل شده است.
بسم الله الرّحمن الرّحیم
اللّهُ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ
مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ
عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ يُحِيطُونَ
بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ
وَالأَرْضَ وَلاَ يَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ «255»
لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ
بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ
لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ «256» اللّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ
آمَنُواْ يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ
أَوْلِيَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ
أُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ «257»
در این آیه مبارکه (آیة الکرسی) شانزده باز از خداوند بزرگ سخن به میان آمده است. گاهی با اسم و گاهی با ضمیر به ذات اقدس الهی اشاره شده و میتوان گفت در تمام قرآن چنین آیهای نظیر ندارد.
مضامین عمیق و رفیع این آیه شریفه در تمام ادوار و برای همه انسان هایی که ظالب حق و سعادتند، بهترین درس یکتاپرستی و عالیترین راهنما برای نجات از اسارت شرک و پرستشهای موهوم است.
درباره ارزش معنوی و عظمت روحانی آیة الکرسی روایات بسیاری از رسول اکرم(ص) و ائمه طاهری(ع) رسیدهاست که به برخی اشاره میشود:
رسول اکرم(ص) فرموده است: "بزرگترین آیه در قرآن کریم، آیة الکرسی است".(1)
علی(ع) فرموده است: "اگر از آثار معنوی این آیه شریفه آگاه بودید در هیچ حال آن را ترک نمیکردید."
پیغمبر اکرم(ص) فرمود: "آیة الکرسی از گنجینهای در زیر عرش به من عطا شده است و قبل از من به هیچ پیغمبری چنین عطائی نشده است".(2)
برای اطلاع بیشتر به کتب تفسیر و گفتار فلسفی درباره آیة الکرسی مراجعه کنید. برای شما امید موفقیت داریم.
پيامبر بزرگ اسلام براي هدايت جامعه از بهترين روشهاي دعوت و هدايت استفاده کرد و آن روش جذب دلهاي افراد بود. پيامبر در برخورد با مخالفان، روش طرد و خشونت را مورد آزمايش قرار نداد زيرا ميدانست راهي است که موفقيت آن، بسيار ضعيف است.
امام امير المؤمنين عليه السلام دربارة آن حضرت و نحوة هدايتگريهاي او ميفرمايد:
طبيب دوّار بطبّه قد احکم مراهمه و احمي مراسمه يضع ذلک حيث الحاجة اليه من قلوب عُميٍ و آذان صمّ و السنة بکم متتبع بدوائه مواضعَ الغفلة و مواطِنَ الحيرة1
آري! روش طرد و خشونت و مقابله به مثل، نوعاً راه موفقي نيست، بلکه عکس العمل و آثارسويي به همراه خواهد داشت.
مورخان و سيرهنويسان نقل کردهاند که عربي باديهنشين نزد پيامبر آمد و از آن حضرت درخواست چيزي کرد و کمک مالي طلبيد. رسول خدا صلي الله عليه و آله او را اجابت کرده و چيزي به او دادند، سپس فرمودند:« آيا من به تو احسان کردم؟» گفت: «خير، نه احساني کردي و نه کار نيکي انجام دادي!»
مسلمانان، خشمناک گرديده و به عزم مجازات و کيفر او برخاستند. پيامبر اشاره فرمود که او را رها کنيد و دنبال ننماييد. آنگاه برخاسته و به خانه رفتند و کسي را از پي آن عرب بياباني فرستادند. هنگامي که آمد عطاي ديگري به او کردند. سپس فرمودند: «آيا من به تو احسانکردم؟»گفت: «آري! خداوند جزاي خير به تو بدهد.»
پيامبر فرمود: «تو قبلاً آن سخنان زننده را در برابر اصحابم به من گفتي و آنان از تو آزرده خاطر و خشمگين شدند. اکنون اگر دوست داري بيا و همين سخني را که اکنون به من گفتي پيش روي آنان بگو تا ناراحتي آنها برطرف شود.» عرض کرد: «چنين خواهم کرد.» بعد پيامبر به اصحاب فرمود: «اين اعرابي آن کلمات را گفت و من بر عطا و بخشش خود نسبت به او افزودم و اکنون از من راضي و خشنود است.» سپس رو به آن مرد کرده و فرمود: «چنين نيست؟» عرض کرد: «آري! خداوند، به تو جزاي خير دهد.»
آنگاه رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: «مَثَل من با اين مرد، مَثَل مردي است که شترش رميده بود و مردم آن شتر را دنبال ميکردند تا او را بگيرند ولي هر چه بيشتر دنبال ميکردند آن شتر بيشتر فرار ميکرد. صاحب شتر فرياد ميکرد که شما کنار رويد و من و شترم را به حال خود بگذاريد؛ زيرا من از شما به او مهربانتر و به حال و وضع او آگاهترم. مردم شتر را رها کردند. مرد آمد و مقداري از گياههاي زمين را به دستگرفته وآنها را به شتر داد و بدين وسيله آن شتر رام شد. مرد بار خود را بر او بست و سوار گرديد و من اگر در آن هنگام که اين عرب، تندي کرد و آن کلمات را گفت شما را رهاکرده بودم [چه بسا] او را ميکشتيد واو داخل آتش دوزخ ميگرديد.»2
________________________________________
1- نهج البلاغه، خطبة108، ترجمة اين جملات نوراني در فصل سيرة پيامبر در کلام امير المؤمنين، ذيل آية شمارة 5 ذکر شد.
2- المحجّة البيضاء، ج4، ص149؛ کحل البصر، ص70.
حسین آقا نجفی اهری به سال ۱۲۸۲ ه.ق در خانواده ای پارسا و با تقوا و ساده و بی آلایش در شهرستان اهر – استان آذربایجان شرقی – دیده به جهان گشود. پدر بزرگوارش، فتح الله، مادر ارجمندش، زهراء، هر دو عاشقان و شیفتگان اهل بیت عصمت و طهارت(ع) بودند و در کمال صفا و پکی زندگی می کردند.(۱)
برای خواندن ادامه زندگی نامه بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
پسر بزرگم رشيد با رژيم شاه سخت مبارزه ميکرد . در دانشگاه تهران تحصيل مينمود، يکي دو بار دستگير و زنداني شد. قبل از پيروزي، وقتي به اروميه و روستا مي آمد، در
برگزاري هر چه باشکوهتر مراسم نماز جمعه بزرگآباد، تلاش ميکرد و در فعاليتهاي جنبي آن از قبيل: بيل زني در باغات، شخم زدن، کمک کردن به فقرا و مستمندان ميکوشيد
به گزارش مرکز اسناد انقلاب اسلامي که مروري بر خاطرات حجت الاسلام حسني امام جمعه اروميه را منتشر مي کند، در بخش ديگري از اين خاطرات آمده است : او پس از پيروزي انقلاب، ناگهان به گروه سياسي سازمان فدائيان خلق پيوست و از سران آنها شد، به طوري که مسئوليت شاخه آذربايجان غربي بر عهده او بود. خيلي با او صحبت کردم تا در راهش تجديد نظر کند، ولي نکرد. در همان زمان انشعابي در ميان اعضاي اين گروه پديد آمد و به دو گروه اقليت و اکثريت منشعب شدند و اقليتها به جمع گروهکهاي سياسي محارب پيوستند و جنگ مسلحانه بر ضد حکومت اسلامي آغاز کردند. الان بايدم نيست رشيد جز کدام يک از اينها شد، وي به هر حال من احساس خظر کردم. تصميم گرفتم جلوي فعاليتهاي او را بگيرم.
نخست چند بار تذکر و تهديد انجام گرفت ولي فايده نکرد.
آن وقت نماينده مجلس و در تهران بودم. يک روز رشيد به تهران آمده بود. جايش را شناسايي کرديم. در کميته انقلاب تهران با آيتالله مهدويکني تماس گرفتم و گفتم يک موردي هست، چند نفر مسلح بفرستد. نگفتم پسرم هست. يکي از محافظان خودم به نام آقاي جليل حسني را نيز همراه آنها کردم. او از بچههاي کميته اروميه بود و الان به تجارت مشغول است. گفتم اگر مقاومت يا فرار کرد بزنيد نگذاريد فرار کند و اگر هم تسليم شد، دستگيري کنيد و به کميته تحويل بدهيد.
آنها رفتند و او را دستگير کردند. رشيد چند روزي در کميته تهران بود. بعد براي بازجويي و محاکمه به تبريز انتقال دادند. او چون محل فعاليتهايش، استان آذربايجان بود در اين شهر محاکمه و به اعدام محکوم شد و بلافاصله حکم اجرا گرديد. در مرحله اول، رشيد را به دادستان وقت، حضرت حجت الاسلام سيد حسين موسوي تبريزي تحويل داده بودند، او نيز وي را به يکي از دامادهايش که او هم قاضي بود، سپرد و حکم اعدام رشيد را او صادر کرده بود. حتي بعد از اعدام جنازهاش را هم به ما تحويل ندادند.
وقتي خبر اعدام رشيد را شنيدم، چون به وظيفه خود عمل کرده بودم هيچ ناراحت نشدم. من در مورد انقلاب به هيچ شخصي ولو پسرم باشد، شوخي ندارم و با هيچ احدي در اين مورد عقد اخوتي هم نبستهام. هنوز هم اگر يکي از فرزندانم بر ضد انقلاب و رهبري، خداي ناکرده، فعاليت کند، همان کاري را خواهم کرد که با رشيد کردم. حقيقت اين است که رشيد مستحق اعدام نبود. او جنايتي را مرتکب نشده بود، يا کسي را نکشته بود تنها جرمش اين بود که گرايش شديد کمونيستي داشت و اين هرگز منجر به اعدام کسي نميشود. حداکثر اين اين است که بايد به حبس ابد محکوم ميگرديد.
به نقل از گروه مجلات همشهری
علامه شیخ محمدعلی العمری به عنوان شخصیت اول شیعیان مدینه منوره و امام مسجد شیعیان این شهر محسوب میشود که در طول 60 سال گذشته برای بسط مکتب اهلبیت (ع) تلاش فراوانی کرده است.
به گزارش شیعه آنلاین، آیت الله شیخ محمدعلی العمری، از علمای سرشناس شیعیان عربستان سعودی نیمه شب گذشته در یکی از بیمارستانهای ریاض پایتخت عربستان سعودی درگذشت.
علامه شیخ محمدعلی العمری به عنوان شخصیت اول شیعیان مدینه منوره و امام مسجد شیعیان این شهر محسوب میشود که در طول 60 سال گذشته برای بسط مکتب اهلبیت (ع) تلاش فراوانی کرده است.

از جمله نعمت هایی که خداوند در انسان به عنوان فطرت قرار داد یکی از آنها همین پوشش است و شیطان نیز تمام تلاشش این است که اعمال فطری انسان را تغییر دهد. و خود گفته است که از تیر های زهر آلودی که به کمان دارد اولی آن را به چشم شخص می زند . معنی واقعی حجاب این است که نگذاریم که دیگران گناه کنند و اعضا و جوارح وجودمان را که خداوند به امانت در اختیار ما قرار داده است را به حراج نگذاریم . حجاب حد و فاصل بین محرم و نا محرم است. پو شش نامناسب به معنی مرا نگاه کنید است. و آیاتی از سوره مبارکه نور و احزاب در مورد حجاب زنان نازل شده است و به عنوان یک مسئله انسان ساز و جامعه ساز بیان شده است .
حضرت زهرا (س) می فرماید کسی که حجاب ندارد ، حیا ندارد و کسی که حیا ندارد ایمان ندارد . و کسی که ایمان ندارد عقل ندارد و کسی که عقل ندارد هر آینه وجود خویش را تباه می سازد .( معنی این حجاب ، حجاب کلی است مثل حجاب گفتاری ، رفتاری ، شنیداری و دیداری و افکاری و پوشش و...... است.)
زمان حيات پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله ، جوانى از يمن، با سخنانى كه از مردم درباره پيامبر صلي الله عليه و آله مىشنود، عاشق آن حضرت مىشود اين جوان، مادر بیماری داشت. از مادر خود اجازه مىگيرد تا به مدينه، براى زيارت پيامبر صلي الله عليه و آله برود. جوان به راه مىافتد و زمانى به مدينه مىرسد كه پيامبر صلي الله عليه و آله در شهر نبودند ، جوان طبق سفارشى كه به مادرش كرده بود، به شهر خود بازمىگردد. هنگامى كه پيامبر صلي الله عليه و آله به مدينه برمىگردد، به ديوار تكيه مىدهد، اشك در چشمانش حلقه مىزند، رو به سرزمين يمن مىكند و مىفرمايد : بوى خدا را از جانب يمن استشمام مىكنم.
آرى آن جوان كسى جز اويس قرنى نبود ، او يك فرد بامعرفت است، در حالى كه شترچرانى بيش نيست. آن گاه پيامبر صلي الله عليه و آله به اميرالمؤمنين عليه السلام مىفرمايد: من ديگر او را نمىبينم، او هم مرا نمىبيند ؛ ولى على جان! من از تو مىخواهم كارى را برايم انجام دهى : يكى اين كه پس از مرگ من، تو اين شترچران را در كوفه مىبينى، لباس مرا به او بده و بگو كه آن را بپوشد. دوم اين كه سلام مرا به او برسان و به او بگو : دستان خود را به سوى پروردگار بلند كن و براى امت من در روز قيامت دعا كن ؛ زيرا خدا بوى دهان تو را با حرف دهان تو دوست دارد و قبول مىكند. آن جوان معرفتى را كسب كرده بود كه او را به سوى پيامبر صلي الله عليه و آله مىكشاند و در جنگ صفين به يارى على عليه السلام شتافت و در ركاب آن حضرت ، به فيض شهادت نائل شد.
سيد مهدي نجفيبروجردي" از بزرگان علم و تقوي است . وي در ماه شوال سال 1155 ه.ق، در کربلا بدنيا آمد. "بحرالعلوم" از ذريه حسن مثني از فرزندان امام حسن مجتبي (ع) است . سيد مهدي ابتدا در کربلا نزد پدرش مقدمات را آموخت و در 15 سالگي براي تحصيل به نجف اشرف رهسپار شد. در سال 1186 قمري، به علت شيوع طاعون در عراق، سيد بهمراه خانواده خود به ايران آمد و به مدت 7 سال در مشهد اقامت گزيد، سپس به عراق بازگشت . در همين سفر ميرزا مهدي خراساني از علماي آن عصر، وي را به "بحرالعلوم" ملقب ساخت . وي شخصي اديب بود و به شعر علاقه داشت . منظومهاي در فقه و قصايدي نيز سروده است . وي در علم رجال نکاتي را استخراج کرد، که قبل از او از آن غفلت کرده بودند. در برابر شخصيت و مقام علمي او، همه دانشمندان معاصر وي، سر تعظيم فرود آوردهاند. از شاگردان علامه بحرالعلوم ميتوان، کاشفالغطا، سيد جواد عاملي، شيخ اسدالله شوشتري را نام برد. تاليفات وي به جهت خدمت به مردم و تعليم شاگردان زياد نيست و از جمله آن ميتوان: -1 مصابيح، -2 شکوهالهديه و -3 الفوائد الرجاليه را نام برد. بحرالعلوم، در استنباط احکام، از قرآن، سنت ، اجماع وعقل بهره ميبرد. مرحوم بروجردي در نظر اهل سنت ، از مقام رفعي برخوردار بود و چنان بر طبق مذاهب چهارگانه درس ميداد که برخي از اهل سنت به مذهب شيعه گرويدند. وي با علماي يهود نيز، در مورد "ذي الکفل" پيامبر بحث کرد و جمعي از آنان را به مذهب اسلام شيعه درآورد. ملاقاتهاي زيادي را، بين بحرالعلوم و حضرت قائم (عج) ذکر کردهاند. از جمله اينکه سيد بحرالعلوم در هنگام نماز، در حرم نجف اشرف امام زمان (عج) را ملاقات کرده است . سيد جواد عاملي، از بزرگترين شاگردان سيد ذکر کرده که: شبي سيد به داخل حرم اميرالمؤمنين (ع) شده است و درهاي قفل گشوده شدند و سيد سلام کرده و از طرف مرقد منور جواب سلام وي داده شد. وي در سال 1212 ه.ق، در 57 سالگي در نجف اشرف دار فاني را وداع گفت .
طريق ذكر و سیرو سلوک علامه بحرالعلوم :
پس به ساير اذكار پرداختم ، و در هر اربعيني غسل توبه كردم ، و ترك حظّي و لذّتي از حظوظ نفس كردم ، و آن را وداع آخرين نمودم.و هر روز سيّدي از سادات خود در نظر گرفتم ، و او را به زيارتي كه خود انتخاب كردم زيارت نمودم ، و مبدأ آن را از شنبه گرفتم چون حديثي در اين باب ديدم. و دو ركعت نماز هديّه روح مقدّس او نمودم و بدان توسّل جستم.و هر جمعه دست به دامان وليّ عصر زده و به او متوصّل شدم ، و زيارت و ادعيهاي كه در آن روز به جهت توسّل به او رسيده خواندم.و هر جمعه هزار دفعه صلوات ، چنانكه مأثور است فرستادم.
و اوراد من در اين ايّام بر دو گونه بود:
اوّل: آنكه وظيفه هر روزه بود و آن بدين طريق بود: الحَقُّ در اسحار ، صد مرتبه بعد از دو ركعت نماز ، با برداشتن دستها به آسمان ؛ يَا حَيُّ يَا قيُّومُ يَا مَن لاَ إلَهَ إلاّ أنتَ برَحْمَتِكَ اسْتَغيثُ ما بين سُنَّت و فرض چهل نوبت .
يا أحَدُ يا صمَدُ بعد از فرائض خمس به عدد مجمل 169 يا مفصّل 619 ، «يا علي» به قصد وليّ در اسحار و بعد از فريضه صبح به عدد مجمل121 نوبت ، «يا قريب» هر روز به عدد مجمل 323 .
دوّم: آنچه در اين مدّت تمام شد ابتداء از مبدأ ذكر رَبِّ إِنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَ أَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ اربعيني به عدد مجمل 2500 ، يَا لاَ إِلَهَ إِلاَّ أنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّـالِمِينَ ؛ اربعيني به عدد مجمل 2386 ، يا حَنَّانُ يا مَنَّان صد و هشت روز هر روز 1200 مرتبه ؛ شرط ، ترك حيواني بلكه در چهل روز قبل از آن هم ؛ يَا دَيَّانُ هفتاد روز هر روز 5000 مرتبه .
و لكن جمع بعضي اوراد با يكديگر درايّام اربعين با امكان جائز و تضعيف مدّت در يكي از آنها مجَوَّز. و در همه اين اوراد اربعينيّه خلوت و تعطير و اجتناب از بقولات كريهة الروائح و افتتاح و اختتام به اين صلوات لازم است:
اللَهُمَّ صَلِّ عَلی المُصْطَفی مُحَمَّدٍ وَالمُرتَضَی علِيٍ وَالبَتُولِ فاطِمَةَ وَالسِّبطَيْنِ الحَسَنِ وَالحُسَيْنِ وَ صَلِّ عَلی زَيْنِ العِبادِ عَلِيٍّ وَالبَاقِر مُحَمَّدٍ وَالصَّادِقِ جَعْفَرٍ وَالْكاظِمِ مُوسَی وَالرِّضا عَلِيٍّ وَالتَّقِيِّ مُحَمَّدٍ وَالنَّقِيِّ عَلِيِّ وَالزَّكِيِّ الْعَسْكَريِّ الحَسَنِ وَ صَلِّ عَلَی المَهْديِّ الهادي صاحبِ العَصْرِ وَالزَّمانِ وَ خَليفَةِ الرَّحْمَن وَ قاطِعِ البُرْهَانِ وَ سَيِّدِ الإنسِ والجانِّ صَلَواتُ اللهِ وَ سَلامُهُ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمْ أجْمَعِينَ.
بدانكه اصل عمل مراتب ، اذكار است ، و اوراد از اعوان و متمّمات است. پس ترك بعضي از آنها محظور نه.و در اين ايّام در حالت فراغ به مناجات علويّه و سجّاديّه اشتغال داشتم ، و به اسامي متبرّكه آل اطهار و صحابه كِبار رسول مختار و اركان اربعه ملائكه كِرام و انبياء عظام و مشايخ شريعت و استادان طريقت تبرّك جستم ، و اكثر ايّام برايشان به تفصيل رحمت فرستادم و سلام كردم ، و از بواطن ايشان همّت طلبيدم.
نماز سرود عشق و آهنگ آسمانى است .
نماز سرود فضليت و پاكى است.
نماز ريسمانى است كه ما را به خداوند جهان متصل مى كند.
آن نيايش و پرستش و اين راز و نياز و كمك خواهى در زبان قرآن نماز ناميده مى شود. نماز، مراسم مخصوصى براى پرستش خدا و راز و نياز با اوست كه در آن جنبه هاى ارزنده و آموزنده خاصى در نظر گرفته شده است . نماز، سرود توحيد و يكتا پرستى ، پاكى وفضيلت است كه روح و جان ما را از شرك و آلودگى شستشو داده و بايد فكر و درون ما را در برابر عوامل شرك زا وآلوده كننده يى كه در زندگى روزمره با آنها سر و كار داريم پاك و يكتاپرست نگه مى دارد.
روح ما نيز در ميدان زندگى روزانه در معرض آلودگى است ، آلودگى به هوسها خودخواهيها و صدها آلودگى هاى ديگر. بنابراين بايد همانطور كه لباس و تن خود را مى شوييم و پاكيزه مى كنيم ، دل و جان را هم شستشو دهيم و پاكيزه كنيم ، خود را به خدا كه سرچشمه پاكى و كمال است نزديك سازيم ، لحظاتى را به ياد او، به نيايش او و راز و نياز با او بگذرانيم و روح آلوده را در چشمه صاف و زلال الهى شستشو دهيم .نمازهاى پنجگانه همين كار را مى كند با پنج نماز در روز، خداوند، لغزشها را از آدمى مى زدايد و او را پاكيزه مى كند.
در ابتدای سوره اسراء می خوانیم که خداوند بنده خویش را به معراج دعوت کرد و در این دعوت آسمانی هدایایی برای وی در نظر گرفت ، که بزرگترین این هدایا نماز می باشد . خداوند کریم در 103 جای کتاب خویش تاکید بر خواندن نماز کرده است ودر آیه ی 103 سوره نساء آنرا حکمی واجب کرده است و به قول پیامبر (ص) نماز همانند نحری است که انسان هر روز 5 بار خود را در آن شستشو می دهد . نماز یعنی شکستن نفس و خود را در مقابل خالق خویش خوار دیدن ، وتسلیم او بودن است .
بایزید بسطامی (ره) روزی از خدا خواست که ابلیس را ببیند ، ابلیس به امر خدا در جلویش ظاهر گشت و به او گفت :که کجا بودی ؟ ابلیس به او گفت: به زیارت قبر آدم 1000 رکعت نماز خواندم . بایزید به او گفت : مگر تو نماز هم می خوانی ؟ ابلیس به او گفت: من از بندگی خلع شده ام ولی او از خدایی خلع نشده است .
نماز نزدیکترین و بهترین حالتی است که بنده می تواند با خدای خود گفتگو کند . البته از امام علی (ع) نقل شده است : که نماز واجب است ولی واجب تر از آن عمل به ان است .
در حد توان فکری مان نماز ،یک گزارش روزانه به خداست . حال ببین که موقع نماز چه چیزی به در گاه او می بری ......